هـر کاری کردم که تـو رو گم کنم از خاطـره هـام

به در بسته خوردم و باز از تو گم شد لحظه هام 

خـاطره هـای بودنـت چه جـور فـرامـوشش کـنم

دلی که تو آتیش زدی چه جوری خاموشش کنم


جای نگاتو پـر نکرد هیچ کسـی با هر چـی که بود

انگاری تو خون منی تو پوست و گوشت و تارو پود


دروغ نمی گم بعد تو خیلی ها رفتن اومدن 

اما توی نگـاه مـن هیچ کدومش تـو نشدن


فکر نکنی ازت می خوام بیای و با من بمونی 

اینـا رو گفتــم کـه فقـط صداقتـم رو بـدونـی


مــن نمـی خوام که مثل تــو هرزی باشـم تـوی دمـن

من عاشق عشق می مونم تو دیگه مردی واسه من