رضا صادقی
هـر کاری کردم که تـو رو گم کنم از خاطـره هـام
به در بسته خوردم و باز از تو گم شد لحظه هامخـاطره هـای بودنـت چه جـور فـرامـوشش کـنم
دلی که تو آتیش زدی چه جوری خاموشش کنمجای نگاتو پـر نکرد هیچ کسـی با هر چـی که بود
انگاری تو خون منی تو پوست و گوشت و تارو پوددروغ نمی گم بعد تو خیلی ها رفتن اومدن
اما توی نگـاه مـن هیچ کدومش تـو نشدنفکر نکنی ازت می خوام بیای و با من بمونی
اینـا رو گفتــم کـه فقـط صداقتـم رو بـدونـیمــن نمـی خوام که مثل تــو هرزی باشـم تـوی دمـن
من عاشق عشق می مونم تو دیگه مردی واسه من
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۰/۱۱/۲۷ ساعت 15:50 توسط حسن محمدی اندرود
|